|
ابهام لینک 3
|
||
|
گلچینی از بهترین لینکها |
بزرگترين دزد شادماني و رضايتمنديهاي انسان، ناسپاسي و زيادهخواهي است
اين جمله زيبا و بسيارغني از نظرمفهومي را در يك مقاله خواندم. از آن جملههايي است كه علاقهمنديد چند بار آن را تكراركنيد تا هرچه بيشتربه منظورنويسنده نزديك شويد و درهربارتكرار، مفاهيم جديدي نظرشما را به خود جلب ميكند.
دقيقا در اين جمله ميتوان اهميت دسترسي به دايره وسيعي از واژگان را به خوبي ديد و احساس كرد.در واقع دريك جمله عميقترين ارتباط ملموس بين ناسپاسي و احساس خوب رضايت از خود و شادي نسبتا پايدار، بيان شده است.
فردي كه نسبت به آنچه دارد و آنچه بدست ميآورد، ناسپاس است و همواره بيشترو بيشترميخواهد؛ درعمل، اجازه بروز شادماني و احساس رضايت را درخود نميدهد و به ديگرمعنا، هرگونه شادي را از وجود خود ميربايد.
احساس كمبود درموارد مختلف، به لحاظ مالي، جسماني و روحي و در روابط فردي و اجتماعي، زمينهساز ايجاد احساس ناسپاسي و قدرنشناسي است. به عبارت ديگر وقتي شما صرفا بر روي كمبودهايتان درزندگي متمركز ميشويد به طورطبيعي، اين نوع برخورد باعث افزايش اين احساس در زندگيتان ميشود. درحالي كه يك سپاسگزاري ساده بر هر چيزي در زندگي شما انعكاس دارد؛ به گونهاي كه حداقل باعث توقف اين روند ميشود...
بقيه در ادامه مطلب
اگر کودکتان در خوردن ایرادگیر است، و از خوردن یا امتحان کردن غذاهای جدید اجتناب میکند، این توصیهها ممکن است به شما کمک کند
با اين همه فشارها، سيخكها و سيخونكها، سليقههاي گوناگون كه گاه خيلي فراتر از جايگاه شان عمل ميكنند؛ و نقابهايي كه براي خود ميسازيم به اجبار يا از سرتملق و... آيا ميتواند"خودي" هم وجود داشته باشد؟
راستش، اين سوژه وقتي به ذهنم آمد كه مطلبي در مورد زندگي و مرگ مرشد هندي يوگا "ماهاريشي يوگي" ميخواندم. او همواره در جواب اين سئوال كه با اين همه تضادهاي زندگي چه ميكند، ميگفت: فقط خودت باش.
اما به طور دقيقتر منظور او از اين عبارت چه بود؟ آيا داشتن وجودي با جنبههاي مختلف شخصيتي كه گاه اين جنبهها متضاد به نظرميرسند، طبيعي است؟ واقعيت اين است كه نوع دوست و با محبت بودن يا بد طينت و منفعتجو بودن، بيباكي و ترس، بدبيني و خوشبيني و موارد شبيه آن، همه ويژگيهاي خفته دردرون ما هستند كه بنا به دلايلي خودمان به آنها اجازه نمود و ظهورميدهيم.
بسياري از ما از هردو بخش تاريك و روشن وجودمان هراس داريم و ميترسيم به درون خود بنگريم. اين ترس باعث شده، خود واقعيمان را فراموش كنيم و ندانيم دراصل چه كسي هستيم و چه ميخواهيم؟
برخي ازما دوست داريم دقيقا يكي ازهمان نقابهايي را داشته باشيم كه شايد براي گذران زندگي و امرارمعاش آسانترو بهترساختهايم. مصداق اين برخيها را بايد زياد ببينيم. مجسم كنيد كارمندي راكه وقتي دربرابرمديرش قرارميگيرد، به شدت كرنش ميكند. اين همان زمانياست كه درواقع وجودش را آن گونه كه ميخواهد نمود ميبخشد.
به عبارتي، او حقيرانه با تكيه برناتوانيهايش، معبري براي حفظ منافعش ميجويد. درحالي كه...
بقيه در ادامه مطلب
|
|